به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)؛ بسکتبال المپیک در فاصله ۹۰ سال از نخستین حضور خود در برلین ۱۹۳۶ تا پاریس ۲۰۲۴، مسیری طولانی را طی کرده و از ورزشی با مسابقات کمامتیاز روی زمین خاکی به یکی از جهانیترین رشتههای المپیک تبدیل شده است. در این مسیر، آمریکا سالها قدرت بلامنازع بود اما رشد بسکتبال در اروپا و دیگر قارهها، فاصله میان مدعیان را به شکل محسوسی کاهش داد.
نخستین مسابقات بسکتبال مردان المپیک در ۷ آگوست ۱۹۳۶ در برلین برگزار شد. نتایج روز نخست مانند پیروزیهای ۲۰ بر ۱۷ و ۳۲ بر ۹ نشان میداد که شرایط این رشته تفاوت زیادی با بسکتبال امروز داشت. آن دوره تنها ۴۵ سال پس از ابداع بسکتبال توسط دکتر جیمز نایسمیت و چهار سال بعد از تأسیس فدراسیون جهانی بسکتبال برگزار شد.
نایسمیت که به عنوان پدر بسکتبال شناخته میشود، به برلین دعوت شده بود تا پرتاب آغازین نخستین مسابقه المپیک این رشته را انجام دهد و مدالهای مسابقات را اهدا کند. رقابتها در فضای باز و روی زمین خاکی برگزار شد و خبری از سالنهای مجهز و کفپوشهای چوبی امروزی نبود.
از نظر فنی نیز بسکتبال آن زمان فاصله زیادی با استانداردهای فعلی داشت. در تمام مسابقات آن دوره تنها هشت بار یک تیم توانست بیشتر از ۴۰ امتیاز کسب کند. نخستین تورنمنت المپیک ۲۳ تیم داشت که تقریباً دو برابر تعداد تیمهای حاضر در دورههای امروزی بود.
حتی شرایط آبوهوایی نیز روی کیفیت مسابقات اثر گذاشت. فینال میان آمریکا و کانادا پس از یک روز بارانی برگزار شد و بارش شدید در جریان مسابقه نیز ادامه داشت. دو تیم در نیمه دوم مجموعاً تنها هشت امتیاز به دست آوردند و آمریکا با پیروزی ۱۹ بر ۸، نخستین طلای تاریخ بسکتبال المپیک را به دست آورد. جو فورتنبری با هشت امتیاز، بهترین بازیکن آمریکا در آن دیدار بود.

جنگ جهانی دوم باعث شد دومین دوره بسکتبال المپیک تا سال ۱۹۴۸ و برگزاری بازیها در لندن به تعویق بیفتد. آمریکا در لندن نیز قهرمان شد و سپس سلطه خود را برای سالها ادامه داد. این کشور از نخستین دوره تا سال ۱۹۶۸ هفت مدال طلای متوالی به دست آورد و به رکورد ۶۳ پیروزی پیاپی رسید.
همزمان، فعالیت فدراسیون جهانی بسکتبال برای توسعه این رشته باعث شد قدرتهای تازهای در سطح بینالمللی شکل بگیرند. اتحاد جماهیر شوروی به یکی از قدرتهای اصلی اروپا تبدیل شد و بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۱، ۱۰ عنوان از ۱۱ قهرمانی یوروبسکت را به دست آورد. شوروی در همین بازه چهار بار نیز به فینال المپیک رسید.
در دهه ۱۹۶۰ یوگسلاوی نیز به جمع قدرتهای بزرگ اضافه شد. این تیم چهار بار در همان دهه به فینال یوروبسکت رسید و در المپیک ۱۹۶۸ با ستارههایی مانند ایوو دانئو، رادیوی کوراچ و کراسیمیر کاسیچ به مرحله تازهای رسید. یوگسلاوی در نیمهنهایی شوروی را شکست داد اما در فینال مقابل آمریکا شکست خورد و به مدال نقره رسید.
دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ شاهد رقابت نزدیکتر آمریکا، شوروی و یوگسلاوی بود. آمریکا در المپیک ۱۹۷۶ قهرمان شد و یوگسلاوی در مسکو ۱۹۸۰ نخستین طلای تاریخ خود را کسب کرد. چهار سال بعد، آمریکا با شکست اسپانیا در فینال لسآنجلس دوباره قهرمان شد و یوگسلاوی به مدال برنز رسید.
نقطه عطف بعدی در سئول ۱۹۸۸ رقم خورد. شوروی در نیمهنهایی آمریکا را شکست داد و سپس با پیروزی مقابل یوگسلاوی در فینال، دومین و آخرین طلای المپیک خود را به دست آورد. در همین دوره، بازیکنانی مانند اسکار اشمیت از برزیل، آرویداس سابونیس از شوروی و لیتوانی و دراژن پتروویچ از یوگسلاوی و کرواسی به چهرههای جهانی تبدیل شدند.
یکی از محدودیتهای بزرگ آن دوره این بود که بازیکنان حرفهای اجازه حضور در رقابتهای FIBA را نداشتند و برخی ستارهها نیز به دلیل حضور در NBA امکان بازی برای تیم ملی کشورشان را از دست میدادند. این وضعیت در سال ۱۹۸۹ تغییر کرد.
کنگره جهانی FIBA در ۸ آوریل ۱۹۸۹ تصمیم گرفت تمایز میان بازیکنان آماتور و حرفهای را حذف کند و تمامی بازیکنان واجد شرایط بتوانند در مسابقات FIBA شرکت کنند. نخستین المپیک پس از این تصمیم، بارسلونا ۱۹۹۲ بود؛ جایی که تیم رویایی آمریکا با حضور مایکل جردن، مجیک جانسون، لری برد و دیگر ستارههای NBA به یکی از مشهورترین تیمهای تاریخ ورزش تبدیل شد.
تیم رویایی فقط یک قهرمانی دیگر برای آمریکا به ارمغان نیاورد. حضور ستارههای NBA در بزرگترین صحنه ورزشی جهان باعث شد بسکتبال بیش از گذشته در نقاط مختلف دنیا دیده شود و نسل جدیدی از کودکان و نوجوانان به این رشته علاقهمند شوند.
آمریکا پس از بارسلونا در المپیکهای ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ نیز طلا گرفت اما رشد بسکتبال بینالمللی ادامه داشت. افزایش تعداد بازیکنان خارجی در NBA نیز نشانهای از نزدیکتر شدن سطح سایر کشورها به آمریکا بود.

این روند در آتن ۲۰۰۴ به یکی از مهمترین شکستهای تاریخ بسکتبال آمریکا منجر شد. آرژانتین با نسل طلایی خود و بازیکنانی مانند مانو جینوبیلی و لوئیس اسکولا، آمریکا را در نیمهنهایی شکست داد و در نهایت مدال طلا را به دست آورد. آمریکا پیش از آن نیز در جام جهانی بسکتبال FIBA در سال ۲۰۰۲ پنجم و در جام جهانی ۲۰۰۶ سوم شده بود.
پس از این نتایج، برنامهای جدی برای بازگرداندن آمریکا به صدر طراحی شد. حاصل آن تشکیل تیم معروف Redeem Team برای المپیک ۲۰۰۸ پکن بود. لبران جیمز، کوبی برایانت، کارملو آنتونی و دواین وید در ترکیب آمریکا قرار گرفتند و این تیم با کسب مدال طلا دوباره سلطه خود را آغاز کرد.
آمریکا پس از پکن در چهار دوره متوالی المپیک نیز قهرمان شد. با این حال، این سلطه دیگر به معنای فاصلهای غیرقابل جبران با سایر کشورها نبود. اسپانیا در فینالهای پکن ۲۰۰۸ و لندن ۲۰۱۲ آمریکا را به چالش کشید و در ریو ۲۰۱۶ نیز صربستان، فرانسه و اسپانیا برای آمریکاییها دردسرساز شدند.
در توکیو ۲۰۲۰، فرانسه حتی در مرحله گروهی آمریکا را شکست داد و به روند ۲۵ پیروزی متوالی این تیم در بازیهای المپیک پایان داد. آمریکا در ادامه واکنش نشان داد و مدال طلا را کسب کرد اما همان شکست نشانهای روشن از کاهش فاصله میان قدرت اول جهان و رقبای آن بود.
پاریس ۲۰۲۴ نیز تصویری تازه از جایگاه بسکتبال در جهان ارائه کرد. بیش از یک میلیون و ۷۸ هزار تماشاگر برای دیدن مسابقات بسکتبال مردان و زنان به سالنها رفتند. در شبکههای اجتماعی FIBA نیز بیش از ۲.۷ میلیارد بازدید و ۷۲ میلیون تعامل ثبت شد.
از سوی دیگر، حضور کشورهایی مانند سودان جنوبی در سطح اول رقابتها نشان داد توسعه بسکتبال دیگر محدود به قدرتهای سنتی نیست. این تغییرات از نظر رقابتی اهمیت زیادی دارد زیرا هرچه تعداد تیمهای قدرتمند افزایش پیدا کند، مسیر قهرمانی برای مدعیان سنتی دشوارتر خواهد شد.

تحلیل اختصاصی
مهمترین تغییر بسکتبال المپیک در ۹۰ سال گذشته فقط افزایش سرعت و امتیازات نیست، بلکه توزیع تدریجی قدرت است. آمریکا همچنان قهرمان چهار دوره متوالی اخیر بوده اما ظهور آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، صربستان و حتی سودان جنوبی نشان میدهد فاصله میان مرکز قدرت و سایر کشورها به شکل محسوسی کمتر شده است.
جمعبندی
بسکتبال المپیک از زمین خاکی برلین و فینال ۱۹ بر ۸ به مسابقاتی با میلیونها تماشاگر و میلیاردها بازدید رسانهای رسیده است. از سلطه اولیه آمریکا و ظهور شوروی و یوگسلاوی تا عصر تیم رویایی، Redeem Team و قدرتهای تازه، تاریخ این رشته نشان میدهد که رقابت جهانی بسکتبال همچنان در حال گسترش است و احتمالاً المپیکهای آینده نیز فصلهای تازهای به این مسیر اضافه خواهند کرد.
- نویسنده : زهرا فغانی