در شرایطی که موضوع استیضاح ناعادلانه وزیر ورزش و جوانان در مجلس شورای اسلامی مطرح شده است، لازم میدانم نه از منظر سیاسی، بلکه از منظر یک مدیر ورزشی و فردی که سالها در بدنه ورزش کشور به عنوان ورزشکار، مربی، سرپرست و خادم ورزشکاران فعالیت داشته، نکاتی را درباره عملکرد دکتر احمد دنیامالی بیان کنم.
ممکن است نسبت به عملکرد هر وزارتخانه و هر مدیری نقدهایی وجود داشته باشد و مجلس نیز حق قانونی نظارت و سؤال از مسئولان را دارد اما قضاوت درباره عملکرد یک وزیر باید بر اساس مجموعه اقدامات، شرایط کشور و واقعیهای میدانی انجام شود، نه صرفاً بر اساس بخشی از مشکلات موجود و تسویه حسابهای شخصی.
یکی از نقاط قوت مهم مدیریت فعلی وزارت ورزش و جوانان این است که وزیر ورزش، فردی بیگانه با ورزش و مدیریت ورزشی نیست؛ بلکه از بدنه ورزش و مدیریت ورزش کشور آمده است و در همین راستا انتخاب هوشمندانه معاونین وی نظیر گواه این ادعاست.
ورزش کشور فقط فوتبال و چند رشته پرمخاطب نیست، ورزش ایران مجموعهای از دهها فدراسیون، انجمن، رشته المپیکی، آسیایی، غیرالمپیکی، پایه و کمبرخوردار است که هر کدام مشکلات و چالشهای خاص خود را دارند در چنین شرایطی حضور مدیری حامی و از جنس ورزش یک برگ برنده محسوب میشود.
یکی از موضوعاتی که نباید در ارزیابی عملکرد وزیر ورزش نادیده گرفته شود، شرایط خاص کشور در دوران جنگ بوده است. این جانب شخصاً در آن ایام شاهد حضور وزیر ورزش در مجموعه وزارتخانه بودم. وزیر هر روز صبح در محل کار حاضر میشد و تا ساعات پایانی شب پیگیر امور مربوطه بود. این نوع حضور در شرایط بحرانی، بخشی از واقعیت عملکرد یک مدیر است که باید در ارزیابی او مورد توجه قرار گیرد.
یکی از اقدامات مهم و جسورانه دوره مدیریت وزیر ورزش و جوانان بدون شک توجه به ساختار انجمنها و فراهم کردن زمینه استقلال برخی رشتهها و تشکلهای ورزشی بوده است. برای رشتههایی که سالها در ساختارهای بزرگتر فعالیت میکردند، ایجاد استقلال تشکیلاتی میتواند به معنای افزایش مسئولیتپذیری مدیریتی، امکان برنامهریزی مستقل، جذب منابع و حامیان، توسعه استعدادیابی، افزایش ارتباطات بینالمللی و ایجاد مسیر روشن برای رشد و توسعه بیشتر باشد.
مخلص کلام اینکه، ارزیابی عملکرد یک مدیر ورزشی باید بر پایه عدالت، واقعیتها و اصول اخلاقی باشد.
*محمدرضا کمال زارع، خادم ورزش
- نویسنده : محمدرضا کمال زارع