به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)؛ نتایج اخیر تیم ملی امید ایران بار دیگر بحث درباره انتخاب حسین عبدی به عنوان سرمربی این تیم و میزان مسئولیت فدراسیون فوتبال در قبال عملکرد شاگردانش را جدی کرده است. مسئله حالا فقط یک شکست یا یک نتیجه ضعیف نیست، بلکه مجموعهای از تصمیمها، توجیهها و خروجی فنی تیم است که پرسشهای بیشتری را درباره آینده نیمکت امیدهای ایران ایجاد کرده است.
از همان روزهای ابتدایی حضور حسین عبدی، یکی از موضوعات مورد اشاره او در اختیار نبودن کامل بازیکنان برای تمرین بود. در مقابل، منتقدان معتقدند در مقطعی تنها سه بازیکن استقلال به تیم اضافه نشده بودند و بخش عمده نفرات در اختیار کادر فنی قرار داشتند. از این منظر، نمیتوان غیبت چند بازیکن را به عنوان توضیحی برای تمام مشکلات فنی تیم مطرح کرد.
این بحث زمانی جدیتر میشود که در مسابقات مقابل چین و کره شمالی، بخش قابل توجهی از نفرات موردنظر در اختیار تیم بودند و امکان استفاده از ترکیب اصلی وجود داشت. با این حال، مشکلات تیم امید در سازماندهی، ایجاد موقعیت، مدیریت مسابقه و حفظ ساختار دفاعی همچنان دیده شد.
اکنون موضوع کمبود تمرین و زمان محدود برای کنار هم قرار گرفتن بازیکنان دوباره مطرح شده است. این استدلال البته میتواند بخشی از مشکلات یک تیم ملی را توضیح دهد، اما درباره تیمی صحبت میکنیم که بسیاری از نفرات آن تجربه بازی در سطح بالای فوتبال باشگاهی ایران را دارند. بنابراین انتظار از چنین ترکیبی، نمایش حداقلی از هماهنگی، سازمان دفاعی و برنامه مشخص برای انتقال توپ به فاز حمله است.
نقطهای که انتقادها را شدیدتر کرده، شکست برابر تیم امید کره شمالی و دریافت چهار گل است. منتقدان معتقدند حتی با پذیرفتن محدودیتهای آمادهسازی، چنین نتیجهای نیازمند بررسی فنی جدی است و نمیتوان آن را صرفاً با مسئله زمان تمرین یا غیبت چند بازیکن توضیح داد.
در این میان، مسئله اصلی دیگر شخص حسین عبدی نیست. پرسش مهمتر متوجه تصمیمگیران فدراسیون فوتبال است که با چه ارزیابی و چه شاخصهایی او را برای هدایت این نسل انتخاب کردند و اکنون بر اساس چه معیاری قرار است درباره ادامه همکاری تصمیم بگیرند.
اگر فدراسیون فوتبال این نسل را یکی از نسلهای مهم فوتبال امید ایران میداند، طبیعی است که درباره میزان بهرهبرداری فنی از ظرفیت این بازیکنان توضیح روشن ارائه شود. تیم امید محل آزمون و خطای بیپایان نیست و هر دوره رقابت، بخشی از مسیر حرفهای بازیکنانی را رقم میزند که قرار است در سالهای آینده بار تیم ملی بزرگسالان را به دوش بکشند.
اکنون مهمترین مطالبه، نه برخورد احساسی و نه صدور حکم عجولانه، بلکه ارزیابی دقیق کارنامه است. فدراسیون باید مشخص کند نتایج به دست آمده تا چه اندازه با اهداف تعیینشده مطابقت دارد، سهم کادر فنی در این نتایج چیست و برای ادامه مسیر چه برنامهای دارد.
ادامه وضع موجود بدون پاسخ روشن، میتواند انتقادها را بیشتر کند. فوتبال ایران در این مقطع بیش از هر چیز به تصمیم مشخص، تحلیل فنی و مسئولیتپذیری مدیریتی نیاز دارد.
- نویسنده : محمد مهدی اسماعیلی رها